ناامید نمی شوم چرا که ناامید شیطان است ...

خرید بک لینک
باز هم نشد که بشود ... باز هم به فراموشی سپردم پیمانم را ... نمی دانم چرا اینگونه گرم و سرد می شوم ... گاهی آنقدر مصمم در تغییر ... گاهی اینچنین بی تفاوت نسبت به همه چیز ...مرا چه شده ؟؟؟ خود را نمی فهمم ... دردم چیست نمی دانم !!!

تنها این را میدانم که پریشان و حیرانم ... به دنبال خود می گردم ... پیدا نمی کنم که نمی کنم ... سال هاست که این چنین در خود گمم ... گویی اصلا نمی دانم چه می خواهم از این دنیا ؟!!

حال بدی ست این سردرگمی ... سخت است این که ندانی چه چیز درست است و چه چیز غلط ... کاش خدا با من حرف می زد و برایم راه می گشود ... کاش دستم را می گرفت و راه را نشانم می داد ... گرچه او همیشه راه گشای بندگانش است ... اما من اکنون زبان آیاتش را نمی فهمم ... می خواهم کسی با زبان خودم با من سخن گوید ... روشن و صریح

گاهی به این فکر می کنم چه خوب می شد کسی در خوابم می آمد و می گفت من از جانب خدا آمده ام تا سوال هایت را پاسخ گویم ... بپرس تا بگویم درست کدام است ... وااای که چه خوب می شد ... به گمانم دیگر شک ها آزارم نمی داد ... چون درست را یافته بودم ...

خدایا مرا ببخش ... گناهایم را ... خطاهایم را ... بد عهدی هایم را ...

این که اکنون نفس می کشم یعنی برای طلب بخشش و جبران هنوز فرصت هست ...

ناامید نمی شوم چرا که ناامید شیطان است ...

تنها تو بدان مهربان خدای من ......

ما را در سایت تنها تو بدان مهربان خدای من ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 231 تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 16:33

صفحه بندی