تنها تو بدان مهربان خدای من ...

متن مرتبط با «مرگ حق است و زندگي فاني» در سایت تنها تو بدان مهربان خدای من ... نوشته شده است

زندگی در دستان من است...

  • نیلوبلاگ

    بهاری دیگر گذشت و من اکنون به باوری رسیده ام که گویی تا قبل از این در خود نیافتم... و آن اینکه تا طرز فکرت تغییر نیابد، زیبایی زندگی, را لمس نخواهی کرد... زیبایی و زشتی زندگی, در نگاه من است خوشبختی و بدبختی در دستان, من است و اکنون این منم که باید برگزینم که میخواهم بسوزم یا بسازم؟؟؟ و البته که ساختن انتخاب من است تا به امروز هرچه بوده فراموش خوشبختی فردا سهم من است......

    ادامه مطلب
  • تولدی دیگر ...

  • نیلوبلاگ

    دیروز 31 شهریور 1396 جمعه است و من سرخوش از اینکه میتوانم با خیالی آسوده در خانه باشم ...روز تولد برای من همیشه زیبا بوده و آنچه آن را زیباتر می کند تبریک عزیزانی است که روز میلادت را از یاد نبرده اند ... و این یعنی تو خوشبختی 25 سال از بودنم گذشت ... 25 سال هر روز خواه یا ناخواه بیدار شده ام ... 25 سال هر شب فهمیده یا نفهمیده خوابیده ام ... شاید هم شب هایی اصلا نخوابیدم ... شاید از سر ذوق ... شای...

    ادامه مطلب
  • این قلب خانه تو باشد و دیگر هیییییچ...

  • نیلوبلاگ

    امروز پنج شنبه 9 شهریور 1396...روز عرفهمهربانا سلام گرچه پر از ناگفته هایم لیک زبانم نمیچرخد ب کلام...ذهنم یاری ام نمی دهد...آخر چه بنویسم...از که بنویسم از خودم؟؟؟از من؟؟؟از این من بی من؟؟؟از این وجود بی وجود؟؟؟ نمی شناسم...اینی ک شدم را نمی شناسم... نه من نیستم...اینی ک هست من نیستم من این نبودم...بودم؟؟؟؟؟ من با تو عجین بودم نبودم؟؟؟؟؟ پس کجااااایی؟؟؟چرا نمی یابم تو را؟؟؟؟؟از قلبم رفتی؟؟؟...

    ادامه مطلب
  • می توان دوباره طلوع کرد...

  • نیلوبلاگ

    شب از نیمه گذشته...و من خواب بر چشمانم نیامده...ب خود می اندیشم...که چه خسته ام از خودم...از گناهانم...از بدعهدی هایم...از فرداهای خیالی ام...از تغییری ک نکردم...از قولی ک شکستم...بارها و بارها یک بار برای همییییشه باید برای این ناکامی ها گریست...دلی سیییر...زار زارxa0 بعد آن خود را بخشید...بخاطر تمام گناهان و بدی ها...بخاطر تمام شکست ها و بعد به فراموشی سپرد...هر چه تلخی تا به امروز را قلبت را پاک کن...روحت را جلا بده دوباره طلوع کن خوب شو خوب بمان برای همیشه +xa0نوشته شده در xa0شنبه ۱۳۹۶/۰۵/۲...

    ادامه مطلب
  • قدم اول : آغازی و پایانی

  • نیلوبلاگ

    تا به امروز هرچه بوده فراااموش ... آرام گیر روح و جان خسته ام ... کوله بارت را بر زمین بگذار ... سنگینی ناکامی ها و گناهان را از دوشت بردار ... نترس ... خدا با توست ... آغازی : نماز و دیگر هیچ ... پایانی : امشب می خواهم قولی دهم به خدایم ... که دیگر ترک گویم گناهی را که سال هاست اسیرم کرده ... ندانسته و ناخواسته ... شکستم و اشک ها ریختم از درد وجدان ... آخ که چه بد است بخواهی و نتوانی انگار ... درد دارد نا امید شدن از خود ... درد دارد احساس بیچارگی کردن ... درد دارد شرمنده شدن پیش خدا ... خدایا ...

    ادامه مطلب
  • ناامید نمی شوم چرا که ناامید شیطان است ...

  • نیلوبلاگ

    باز هم نشد که بشود ... باز هم به فراموشی سپردم پیمانم را ... نمی دانم چرا اینگونه گرم و سرد می شوم ... گاهی آنقدر مصمم در تغییر ... گاهی اینچنین بی تفاوت نسبت به همه چیز ...مرا چه شده ؟؟؟ خود را نمی فهمم ... دردم چیست نمی دانم !!! تنها این را میدانم که پریشان و حیرانم ... به دنبال خود می گردم ... پیدا نمی کنم که نمی کنم ... سال هاست که این چنین در خود گمم ... گویی اصلا نمی دانم چه می خواهم از این دنیا ؟!! حال بدی ست این سردرگمی ... سخت است این که ندانی چه چیز درست است و چه چیز غلط ... کاش خدا با...

    ادامه مطلب
  • روز خوش فارغ التحصیلی ...

  • نیلوبلاگ

    چه خوب است امروز ... کوهی از انرژی ام انگار ... زمین و زمان می گویند بخند ... تنها بخند ... بخند و به فراموشی بسپار دلواپسی هایت را ... دلتنگی هایت را ... امروز روز توست و مجالی برای گله نیست ... تنها بخند ... آنقدر بلند که باورت شود دیگر غمی نیست ... آری ... دیگر غمی نیست و امروز تنها خنده مهمان لبانم خواهد بود ... تنها یک چیز بگویم و تمام : کاش کنارم بودی مادرم ... امروز جایت بی نهایت کنارم خالیست ... بابت تمام مادری هایت سپاس ... دستان پر مهرت را می بوسم ... که هر چه دارم از آن هاستxa0...

    ادامه مطلب
  • سخت است ؛ اما با تو می توانم ...

  • نیلوبلاگ

    سلام خدای خوبی ها ... باز هم درد امانم را بریده ... و آمده ام با تو بگویم ، بلکه آرام گیرد این دل ... نمی دانم این جایی که هستم تقصیر خودم بوده و یا این تو بودی که سرنوشت را برایم اینگونه رقم زدی ... هر چه که هست اکنون اینجایم و دو راه پیش رو دارم ... هم می توانم بروم و این ویرانه را ویران تر کنم و هم می توانم بمانم و بسازم ... عقل و دل هر دو می گویند سخت است و بسیاااااااار سخت ... اما بمان ... گرچه ماندن درد دارد ... اما بمان ... و من به رسم عشق می خواهم بمانم ... می خواهم بمانم و بسازم ... عشق...

    ادامه مطلب
  • انسانم آرزوست ...

  • نیلوبلاگ

    ای داد و بیداد از این نفس سرکش که اگر مهارش نکنی تو را به ناکجا آباد خواهد برد ... سرکش است و سرکش ... افسارش را رها کنی باخته ای ... بد زمینت میزند ... و آن وقت تو میمانی و یک وجود بی وجود ... انسان به انسانیتش زیباست ... به خواستن و توانستنش زیباست ... به وجود محکم و با صلابتش زیباست از این پس می جنگیم ای نفس ... تن به تن ... تو بگو شکم پرستی من میگویم نه ؛ تو بگو کاهلی و پرخوابی من میگویم نه ؛ تو بگو هوس من میگویم نه ... این نه گفتن ها تو را می شکند و به آنجایی می رساند که دیگر میدانی در من ن...

    ادامه مطلب
  • میرسد آن روز ...

  • نیلوبلاگ

    بتاز و بتاز ... این روزها از آن توست ... دل ها دست توست ... بشکن و بشکن ... خدا می نگرد ... می بخشد و می بخشد ...اصلا او خدای مهر و بخشش است ... بی نهااایت ... بیکرااان ... مهر است و مهر اما وای به روزی که آه این دل های شکسته عرش خدا را بلرزاند ... آن روز بد تاوان میگیرد ... تاوان دل هایی را که فریاد رسی جز او ندارند ... و به دادگاه عدل الهی شکایت برده اند ... میرسد آن روز که حکمش را صادر کند ... و بر دل مظلوم مرهم بنهد ... منتظر آن روز میمانم ... و تو بدان ... روزی به جرم قتل دلم قصاص خواهی شد ...

    ادامه مطلب
  • باید بتوانم ...

  • نیلوبلاگ

    خدایا مرا چه شده ؟؟؟ چرا میخواهم و نمیشود ؟؟؟ چرا نمیتوانم ؟؟؟ من نباید این باشم ... بی شک چیزی باید تغییر کند ... و آن منم......

    ادامه مطلب
  • مرگ حق است ...

  • نیلوبلاگ

    برخیز و تکانی به خود بده ... پیش از آنکه در xa0قبر تکانت دهند...

    ادامه مطلب